امروز عصر چای ندارم... تو مانده ای!

 

هر بار خواستم چای بریزم نمانده ای

رفتی و باز هم به سکوتم نشانده ای

 

تنها دلم خوش است به اینکه یکی دو بار

با واسطه "سلام" برایم رسانده ای

 

حالا صدای من به خودم هم نمیرسد

از بس که بغض توی گلویم نشانده ای

 

دیدم که شهردوباره پر از عطر مریم است

گفتند باز روسری ات را تکانده ای 

بدبخت من...

فلک زده من...

بد بیار من...

امروز عصر چای ندارم... تو مانده ای!

 

 

/ 87 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریا

بخت از آن کسی ست که به کشتی برود و به دریا بزند دل به امواج خطر بسپارد و بخواهد چیزی را کشف کند و بداند که جهان پر از آیات خداست .............................................[گل]

دریا

بیا از ابر دل شبنم بسازیم بیا از درد دل مرهم بسازیم نگو گشتیم آدم را ندیدم خدایی کن بیا آدم بسازیم .....................................................[گل]

دریا

با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه ی توفانی ام دلخوش گرمای کسی نیستم آماده ام تا تو بسوزانی ام آمده ام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانی ام... ............................................[گل]

دریا

چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید با زن خوابید زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است ... .......................................[گل]

دریا

زندگی هیچ گاه به بن بست نمیرسد. کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم. خدا که باشد ، هرمعجزه ای ممکن میگردد. ..........................................................[گل]

دریا

عشق یعنی فراموش کردن خود در معشوق. ماهیت عشق،خود فراموشی است. ترک مصلحت خویشتن است. غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس. راه عشق ،راه فناست. عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد. او باید از اوصاف بشر بمیرد،تا اسرار عشق الهی اورا بر سر نهد و امواج عنایت دم به دم معشوق اورا باخود ببرد ..................................................................[گل]

دریا

خطر کردن کار آدمهای هوشیار نیست .کار مستان است. اینانند که خودرا بی مهابا به دل آن حقیقت غایی پرتاب میکنند و اینانند که میرسند. بنابراین مست خدا شو .و به مردم کمک کن تا مست خدا شوند. عشق حقیقی از شهوت و چشم داشت مبراست عشقی که پاک است همان خداست. .........................................................[گل]

عسلی و آقاش

. خدایا درسته خیلی گناه دارم ولی خب گناه دارم !

عسلی و آقاش

نگامی که افسرده ای بدان جایی در اعماق وجودت حضور “خدا” را فراموش کرده ای !

زرین قلم

شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است محراب، همچو لاله در خون نشسته است فلک نجات و قائمه عرش کردگار از موج خیز حادثه بى تاب و خسته است . . . التماس دعا