ایمان.....!!!!!!!

من نمی گویم که ای یزدان پاک ؛

گنج و سیم و زَر فراوانم دهی

 

یا کــَرَم فرموده و در زندگی ؛

حشمتی همچون سلیمانم دهی

 

یا که بعد از مـرگِ من در آن جهان ؛

غـُرفه در بالای رضوانم دهی

 

بلکه خواهم آنچه را دادی به من؛

گیری ..و یک ذره ایمانم دهی!!!

 

/ 157 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمو علی

[گل][گل][گل] ✯.♥ .✿✯. ♥ .✿✯.♥ .✿ .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .✯.♥.✿✯.♥.✿✯.♥.✿ [گل][گل][گل]

عمو علی

[گل][گل][گل] ✯.♥ .✿✯. ♥ .✿✯.♥ .✿ .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .✯.♥.✿✯.♥.✿✯.♥.✿ [گل][گل][گل] [گل][گل][گل] ✯.♥ .✿✯. ♥ .✿✯.♥ .✿ .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Lov

عمو علی

ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯿﺶ ﺿﻌﯿﻔﻪ ! ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺁﺵ ﻧﺬﺭﯼ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺍﻭﻣﺪ ﺁﯾﻔﻮﻧﻤﻮﻧﻮ ﺯﺩ , ﮔﻔﺘﻢ ﮐﯿﻪ؟ ﮔﻔﺖ ﺁﺷﻪ ! ﺑﯿﭽﺎﺭه ﺁﯾﻔﻮﻥ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺗﺼﺎﻝ ﮐﺮﺩ [نیشخند]

روزالی پیرسون

آن سوی دلتنگی همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشته هاست...

عمو علی

نشسته بودم یه هو مامانم از آشپزخونه اومد، بی مقدمه شروع کرد درباره فلفل صحبت کردن که: میدونستی فلفل لاغر میکنه و ضد سرطانه و. . . آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته، ریخته تو (شاممون)!! [نیشخند]

عمو علی

دستی ز غیب آمـد و دسـت مرا گرفت انگار دلم چو روز نخستش جلا گرفت وقتی مرا به صحن و سرای رضا که بُرد دیدم کبوتریـست که ره بـر سما گرفت گفتم که ای غریب خراسان خدارو شکر خاکی نبـود بالش و پـر در هوا گرفت در صـحـن پُـر ز نور رضا آن قَدَر دلم بـر غـربـت بقیـع و امـامـان ما گرفت ناگه رسید به گـوش ، که نقاره میزنند گفتم خدا رو شکـر مریضی شفا گرفت دیـدم کنـار پنـجـره فـولاد مـادری آن قدر گریه کرد شفـا از رضا گرفت آنکس شفـا گرفت همش داد میکشیـد آقـا شفـای درد مـرا از خـدا گرفت گفتـم فـدای ایـن همه لطف و کرامتت از مهـربـانیت دل عـاشق صفا گرفت قدری که آب خوردم ازآن صحن باصفا آن طعم نهـر علقمـه ی کـربـلا گرفت فرش نمــاز صحن رضا ظاهـری بُـود بـال ملائک است به فرشی نما گرفت صحنش که جای خود سزد دست و پای آن جارو کشای صحن رضا را طلا گرفت دیدم من آن دلی که شکست در حریم او آن دل عزیز گشت و همان دل بها گرفت تـا آن که

عمو علی

زین همرهان همراز من تنها توئی تنها بیا باشد که در کام صدف گوهر شوی یکتا بیا یارب که از دریا دلی خود گوهر یکتا شوی ای اشک چشم آسمان در دامن دریا بیا ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا ای ماه کنعانی ترا یاران به چاه افکنده اند در رشته پیوند ما چنگی زن و بالا بیا مفتون خویشم کردی از حالی که آن شب داشتی بار دگر آن حال را کردی اگر پیدا بیا شرط هواداری ما شیدائی و شوریدگیست گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا در کار ما پروائی از طعن بداندیشان مکن پروانه گو در محفل این شمع بی پروا بیا کنجی است ما را فارغ از شور و شر دنیای دون اینجا چو فارغ گشتی از شور و شر دنیا بیا گر شهریاری خواهی و اقلیم جان از خاکیان چون قاف دامن باز چین زیر پر عنقا بیا [گل]..... ....... استاد شهریار ................ [گل]

دلسوختگان

می خواهم بگویم ...... فقر همه جا سر می كشد ....... فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ...... فقر ،چیزی را « نداشتن » است ، ولی آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست ....... فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتاب های فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند ...... فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد می كند ...... فقر ، كتیبه سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ..... فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته می شود ..... فقر ، همه جا سر می كشد ........ فقر ، شب را« بی غذا » سر كردن نیست .. فقر ، روز را « بی اندیشه» سر كردن است .. "دکتر علی شریعتی"

هستی

سلام فرنگیس خانوم عزیز دل.خیلی ممنون از لطفت عزیزم.شماهم باافتخار لینکی. راستش انقد بابت وبم عصبانیم که حد نداره.بعداز خراب شدن یک ماهه بلاگفا دیگه نه از قالب وبم خبریه و نه از نظرات صدتا و دویستاییم. عموعلی شاهده چقد طرفدار داشت وب من الان دیگه اصلا حوصله اومدن به وبم رو ندارم چون وقتی میبینم پایین پستم نوشته نظربدهید واقعا اعصابم خورد میشه.وب من شده قصر ذلیخا که قبلا چه شکوه و عظمتی داشت ولی حالا......!ببخشید سرتو درد آوردم

فــــــــرهاد

تنها نشسته ام و چای مینوشم و بغض میکنم هیچکس مرا به یاد نمی آورد این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم . . . . [دلشکسته]