خلاصه بر درختِ دل تو باید آشیان کنی

 

چگونه رود می‌رود به سمت بیکرانه‌ها
که ابر گریه می‌کند برای رودخانه‌ها

پرنده غافل است از این‌که تندباد می‌رسد
وگرنه باز دوباره ،بنا نمی‌شد آشیانه‌ها

و این‌چنین که این‌همه زِ عشق رنج می‌برند؛
مرا غمِ تو می‌کِشد در آتش بهانه‌ها

چراغ و چشمِ آسمان! ستاره‌ها تو، ماه، تو
پس از تو تار می‌شود شبِ تمامِ خانه‌ها

اگرچه زخم می‌زنی ولی تورا نوشته‌ام
به روی صفحه‌ی دلم خطوطِ تازیانه‌ها

خلاصه بر درختِ دل تو باید آشیان کنی
وگرنه می‌سپارمش به دست موریانه‌ها

/ 210 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایت حس من

سلام وب خیلی خوب دارین[لبخند] خوشحال میشم به سایت ماهم سربزنین[چشمک] راستی ما تو سایتمون یه انجمن داریم که داخلش میتونی با دوستای خوبی آشنابشی یا مطالب طنزو عاشقانه پست کنی و...[لبخند] با افتخار شمارو به بزرگترین انجمن عاشقانه تفریحی ♥حس من♥ دعوت میکنم بیایید و عضو بشید[لبخند][گل]پشیمون نمیشی لطفا بیا[چشمک] http://www.hessman.ir/forum

مرتضي

سلام.به نظر من اين عکس و عکس هاي اين شکلي زيبايي بقيه ي عکسها که بينظر هستن را از بين ميبرن.البته نظر منه راستي اپم

میـــ ـنا

فدااااااااااااااااااااییــــــــــــ داری[گل]

میـــ ـنا

سیگارها برایم دو دسته اند : سیگارهای قبل از دیدنت و سیگارهای پس از رفتنت هر دو برایم حس غریبی دارند : اولی ، به خاطر دلهره ی نیامدنت و دیگری از ترس دیگر ندیدنت

میـــ ـنا

به بعضیا باید گفت آگـه چیزی گُفتــَم نآرآحَتـــ شُـدی بگــو دوبآره میخوآمــ بِگَــمـ...

میـــ ـنا

به بعضیا باید گفت از مـــــــن خوشت نمیاد؟ یه نقشه بگیر یه ماشین جور کن برو به جـــــــهنّم سفر خوبی داشته باشی..

میـــ ـنا

به بعضیا باید گفت : ی قلم،کاغذ میدم بهت... روش خجالت بکش :|

مونا

بي سر خواب تو را مي بينم بي پر به بام تو مي پرم انگور سياهم به بوي دهان تو شراب مي شوم شمس لنگرودي

مرتضي

اهـل پنهـان کـاری نیستـم اعتـرافـ میکـنم زمـانـی دل ِ یکـی را سوزانـدم حـالـا یکـی ... یکـی ... یکـی دلـم را میـسوزانـند...

Shaghayegh

[گریه][گریه][گریه][گریه] چقدر قشنگ بوووووووووود