تو کجای دنیای منی ...

حافظ هنوزاصرار دارد خبر خوشی در راه است !

تو

 کجای دنیای منی که هرچه می آیی نمیرسی؟؟

 

/ 507 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ح ب توهم

ببار باران !! دیده تو را منتظرست : گاه من , گاه تو پشت دریچه های انتظار سالهای منتظر می مانیم تا بدانیم گم شده ی مان , شاید از پشت دریچه ها پیدا شوند !! ؟؟ زمان می گذرد . . . وقتی از کنار هم گذشتیم تازه تردید می کنیم آن که می رود . گم شده ی من .نبود ؟؟ !! یقین دیر یافته . در دلم بمان آرام و استوار من از خودم گم شده ام آی آن که می روی . روزی پیدایم کن !!! ؟؟؟ ح ب توهم 27 امرداد 1394

ح ب توهم

باران !! آسمان منتظرست : گاه من , گاه تو پشت دریچه های انتظار سالهای منتظر می مانیم تا بدانیم گم شده ی مان , شاید از پشت دریچه ها پیدا شوند !! ؟؟ زمان می گذرد . . . وقتی از کنار هم گذشتیم تازه تردید می کنیم آن که می رود . گم شده ی من .نبود ؟؟ !! یقین دیر یافته . در دلم بمان آرام و استوار من از خودم گم شده ام آی آن که می روی . روزی پیدایم کن !!! ؟؟؟ ح ب توهم 27 امرداد 1394

ح ب توهم

آتش به جانم افکند ، هجران روزگاران خون خورده ام شب و روز ، بد عهدي عياران پرواي جان ندارم ، اي کاش تير صياد بنشاندم ز حرمان ، بر خاک دوست داران ما عاشقان درديم ، معناي هم نبرديم طرفي نبرده زان پيش ، جز رنج بي قراران در چار فصل قلب ام ، خورشيد و مه نتابيد پروانه هاي فرياد ، گريان و اشک باران در بازي حقيقت ، باران عشق بودم اينک ولي صد افسوس ، پائيز سوگواران گر رنج دل سرودم ، ور محنت ات فزودم شرمنده جان من باد ، زيباي روزگاران ح ب توهم 28 امرداد 1394

ح ب توهم

باران منتظرست ، سایه ی بی خوابش ، می نشیند لب حوض . نگران من و چَـشمان من است . هم چنان می گریم !! آسمان ، بیدارست خواب در چشم ِ تَـرَش می شِکَنَد نگران دل تنهای من است هم چنان می مویم !! ماه تاب آمده تا سقف خیال هم چنان می تابد نگران ست که در خواب ، سرما نخورم !! هم چنان بیدارم خواب را ، چشم تَـرم می شـکند... !!! ؟؟؟ ح ب توهم 30 امرداد 1394

ح ب توهم

کجا بودی که من بی تو، اسیر تیر صیادم؟ نبینم چشم غمگین ات ، گرفتاران بنیادم ؟ ح ب

ح ب توهم

مهربانوی من : چرا از گلشن رویت ، مرا محروم می داری؟ مگر ما را نبخشیدی ؟ مرا معدوم می داری؟ هلا ای دل شکن ای بت، ز کویت بر نمی خیزم زکوی می گسارانت؟ مرا محروم می داری ؟ ح ب توهم 10 شهریور 1394

ح ب توهم

بیا یک شب به روی بستری از شبنم عشق ام هزاران رنج نا باریده را بر دفتر مشق ام ح ب توهم 10 شهریور 1394

ح ب توهم

سر در گم هزار معشوقی : امشب بارانی ..... شب های باران! زیباترین لحظه های زمین اند ... اکنون می بارد و من ، به انتظار تو مانده ام ... زیباتر از تو ای سیمین تن ، در کجا به کمین اند ؟؟ !! ح ب توهم 10 شهریور 1394

ح ب توهم

به بوی تو دلم آرام می گیرد چه خالی مانده از عطر نگارانم مرا با خود ببر از فصل تنهایی که من دردانه ای از جنس بارانم من این جا در میان شهر ماتم ها غریب و غم فروش روزگارانم ح ب

ح ب توهم

آتش به جانب جانم فتاده است ! ؟ مدهوش مانده ای که چه؟ من شعر بی صدا شده ام ! ؟ خاموش مانده ای که چه؟ فکر می کنی که دنیا، همین دو روزه است؟ رسوات می کنم آخر ... !؟ فراموش مانده ای که چه؟ ح ب _ توهم 12شهریور1394