موج های فیروزه ای

 

بــی روسـری بیــا که دقیقا ببینمت

امـا به گـونه ای که فقط مـن ببینمت

باتو نمی شود که سرِ جنگ و کینه داشت

حتی اگـــر درصــَف دشمن ببینمت

نزدیک تر شدی به من  از من به من که من

حس کردنــی تر از رگ گـــردن ببینمت

مثل لــــــزومِ  نور برای درخت ها

هر صبــح لازم است که حتما ببینمت

حــِس میکنم دو دل شده ای لحظــه ای مباد

در شک بیــــن مانـدن و رفتــــن ببینمت

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٢ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین