موج های فیروزه ای

ساقـی به پیــاله باده کم میـریـزی

این میــکده را چرا به هم میـریـزی؟

از روز ازل که دل بــه آدم دادند

فریاد زدم پیــاله دستم دادند.

  دل شیشه و چشمان تو هر گوشه بـَــرَنــدَش

مستــَند!مبادا که به شوخی شِکنندَش

 شکستــم توبه را از بس شِکـَـن در زلف او دیدم

دل سـاقی شکست از من چه بشکـن بشکـن است امـشب.. 

 

کاش می آورد مستـی هرحـرامی چون شـراب

آن زمان معلوم می شد در جهـان هوشیـار کیست....

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۸ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین