موج های فیروزه ای

در ناودانها شُر شُر باران بی صبری است
وآسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است


وکفشهایی منتظر در چارچوب در
با کوله باری مختصر لبریز بی صبری است


در پشت شیشه می تپد پیشانی یک زن
در آن تب ودردی که مثل زندگی جبری است


وبا سرانگشتی به روی شیشه های مات
باز هم دوباره  می نویسد : " خانه ام ابری است " 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٢ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین