موج های فیروزه ای

رفتی واشک غم میــرود ازدیده ام ؛ بـی تـو به دامن 

مانــده چون سایه ها درهـَم و نا آشنـــا ؛ یاد تو با من

گــردش زمـان میان ِما پرده بستـــه؛

روی چهره ها غبـــار دوری نشستـه؛

میزند گاهی ؛بــرق کــوتاهـی؛ در شب تـــارم شعله ی آهی

آتشـم ؛ نشانه ای آشنـا دارد... از غــروب عشـق من قصّه ها دارد

عشق آتشیـن مـن رفتــه از یـادم!

درسکوت بیــکران خفتــه فــریادم.

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/٧ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین