موج های فیروزه ای

 

دست  بازیگوش  تابستــان خرابــــم کرده است

تشنه ام، شهریور لبهایت آبم کرده است

من همان انگـــور بد؛ مستم ؛ کـــه بوی موی تو

در مـَشام این شب وحشی شرابم کرده است 

آه  از  ناز  عرق  بر  گونــه  های  آتشین

گفت: گل بودم ، هوای تو گلابم کرده است

ممنونم زهرا خانوم عزیزم بابت هدیه ی قشنگت خیلی دوست دارم

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٤ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()

 

بــی روسـری بیــا که دقیقا ببینمت

امـا به گـونه ای که فقط مـن ببینمت

باتو نمی شود که سرِ جنگ و کینه داشت

حتی اگـــر درصــَف دشمن ببینمت

نزدیک تر شدی به من  از من به من که من

حس کردنــی تر از رگ گـــردن ببینمت

مثل لــــــزومِ  نور برای درخت ها

هر صبــح لازم است که حتما ببینمت

حــِس میکنم دو دل شده ای لحظــه ای مباد

در شک بیــــن مانـدن و رفتــــن ببینمت

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٢ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین