موج های فیروزه ای

 

در ذهن کو زه ها چه  هوسها گذشته است
آیینه از مقابل دریا گذشته است

دنیا چرا به گرد حقیقت نمی رسی؟
امروز با بهانه ی فردا گذشته است!
 

تو ماهی سرابی و عمریست کارمن
از کوچه های تنگ تماشا گذشته است

ای موج سر به صخره ی ساحل بزن ،برو
عمریست آب  از سر دریا گذشته است.

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱٤ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()

 

آرامش یعنی :

هنر ِ نیندیشیدن به انبوه مسائلی است که ارزش فکرکردن ندارند 

 دیروزکه به خاطره ها پیوست

نگران فرداها نیز نباش

از گندمزار ِمن و تو مشتی کاه میماند

برای بادها.

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱۱ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()

  غم که می آید در و دیوار شاعر می شود

در تو زندانی ترین رفتار شاعر می شود

می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی

خط کش و نقاله و پرگار ، شاعر می شود

 ♫

تا چه حد این حرفها را می توانی حس کنی

حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می شود

 ♫

تا زمانی با توأم ، انگار شاعر نیستم

از تو تا دورم ، دلم انگار شاعر می شود

باز می پرسی چطور اینگونه شاعر شد دلت ؟

تو دلت را جای من بگذار ، شاعر می شود

 ♫

گرچه می دانم نمی دانی چه دارم می کشم

از تو می گوید دلم هر بار شاعر می شود

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱٠ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ توسط ๑۩۞۩ فــرنـگیـس۩۞۩๑| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین